جستجو

تبلیغات



رمان رویای خیس چشمات

     خلاصه داستان :

    میان تاریک و روشن ذهنم رنگ روشن چشمانت یک اقاقی بود… اقاقی که راهم را روشن کرد..
    شاید هنوز دلخورم از له شدن زیر نگاه خیست…
    اما مگر میشود رویای خیس چشمانت رابه دست کابوس فراموشی سپرد…
    بازبه سویت پرکشیدم که بدانی همه آرزویم چسبیدن به همان رویای خیس است..
    برایم بمان… بمان… بمان ورهایم کن از این کوچه پردیوار…
    سهم من وتو همان باغ سبز خیال خوشبختیمان است
    نه باغ خزان زده فراموشی…

    دانلود در ادامه ...........

    تورو خدا نظر بدینو به اینستاگرام هم سر بزنید و پیشناهاتونو بگین


    هر رمانی بخوای تو وبلاگمون هست
    این مطلب تا کنون 28 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ دوشنبه 18 آبان 1394
    منبع
    برچسب ها : رویای ,روشن ,
    رمان رویای خیس چشمات

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 10 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر